سيد جلال الدين آشتيانى

629

شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )

مربوط باعمال صالحه است ، القاء و وارد ملكى است . به عقيده مصنف ، فرق بين واردات و القائات « رحمانى و ملكى » ، و « جنى و شيطانى » ، مربوط به ميزان سالك مكاشف است ؛ چون اگر منشأ القائات ، رياضات شرعى و اتباع از سنن و آداب الهى باشد ، و آنچه را كه مرشد كامل از شرع گرفته باشد و مريد مشتاق را بر طبق موازين صحيح خالى از اشتباه رهبرى نمايد ؛ آنچه كه بر نفس سالك افاضه مىشود ، قهرا مربوط بمعارف الهى و طاعات حق خواهد بود . زيرا اگر سير سالك بر طبق موازين عارى از اغلاط باشد ، القائات او متلبس به احكام نفس و ممتزج با القائات شيطانى نخواهد شد . لذا مصنف علامه ، فرق بين اقسام واردات را مربوط و منوط به ميزان سالك مكاشف قرار داده است . در مواردى كه ميزان صحيح و كاملى در دست نباشد ، و قطع به صحت طريق بواسطهء احتمالات ناشى از مداخلهء شيطان و يا امتزاج واردات با صورت احكام سابق بر وارد نگردد ؛ موازينى براى تشخيص تمايز بين اقسام واردات معين شده است ، كه بطريق « انّ » كشف از صحت واردات مىنمايد . « 1 » آنچه كه سبب خير باشد و متضمن عاقبت شرى نبوده باشد ، و به‌نحوى انتقال به غير پيدا ننمايد ، و بعد از حصول وارد و تجلى القاء ، توجه تامه به حق نسبت بقلب سالك پيدا شود و لذت شديد در روح ظاهر شود ، و رغبت تامى سالك در نفس خود نسبت بعبادات و طاعات شهود نمايد ، القاء ملكى يا رحمانى است « 2 » .

--> ( 1 ) . آنچه كه بر قلب سالك متجلى شود ، از معانى غيبى از هر طريق و واسطه ، آن را واقعه گويند . اگر واردى بر قلب سالك ظاهر شود ، ولى ثابت نماند و سريعا زائل شود آن را بارقه گويند . ( 2 ) . مصنف علامه « قده » بين واردات و القائات ملكى و القائات رحمانى فرق نگذاشته است ، در حالتى كه بين اين دو فرق است ، و اهل سلوك در كتب خود بين القائات ملكى و رحمانى فرق گذاشته‌اند . علاوه بر اين ، بين واردات و خواطر هم فرق نگذاشته است ، در حالتى كه شيخ اكبر بين اين دو فرق قائل است . برخى هم واردات و خاطرات را از وادى واحد دانسته‌اند . واردات رحمانى و الهى ، وارداتى را گويند كه تعلق بعلوم و معارف بگيرد ، و وارداتى كه موجب رغبت بطاعات و عبادات شود ملكى و روحانى است . « كأنه » قسم دوم ، تعلق باعمال و عقل عملى دارد . و قسم اول لازم عقل نظرى و يا كشف شهودى است . مطلب ديگرى كه « قيصرى » باجمال از آن گذشته است ، اين است كه وارد ربّانى ، ملازم با لذت و ابتهاج و سرور و شعف عظيمى است كه